السيد جعفر السجادي

467

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

جنبه قوت اشياء است . و مقادير هم يا تعليمىاند و يا طبيعى ، مقادير طبيعى همان شكل طبيعى اجسام است كه بنا بر مشهور ، مقدار طبيعى همان كرى الشكل بودن اجسام است كه اجسام فى حد ذاته كرى الشكل‌اند و اشكال ديگر آن‌ها تعليمى است و عقايد و آراى ديگر . « 1 » خلاصه اين‌كه ملا صدرا فرق بين مقدار و جسميت را به شش امر يا شش وجه مىداند . 1 - بر جسم واحد مقادير مختلفه وارد مىشود در حالى كه جسميت مخصوصه باقى به حال خود است مانند قطعه مومى كه به اشكال مختلف درآورده شود و ابعاد مختلف بر آن توارد كنند در حالى كه در جسميت آن تغييرى و تبديلى حاصل نمىشود . پس معلوم مىشود كه مقادير غير از جسميت‌اند و زايد بر جسميت . 2 - اجسام در جسميت مشترك و در مقادير مختلف‌اند . 3 - پاره‌اى از اجسام مىتوانند مقدّر و عادّ بعضى ديگر باشد و بعضى معدود بعض ديگر و عاد مخالف معدود و غير آن مقدار . 4 - يك جسم بعد از سخونت به حجم آن افزوده مىشود بدون اضافه شدن چيزى به آن و همان جسم بعد از تبريد از حجمش كاسته مىشود بدون اين‌كه چيزى از آن كاسته شود . جسم در هر دو حال محفوظ الهوية و متبدل المقدار است . 5 - به طورى كه ثابت شده است . وجود سطح از توابع ماده است و تابع ماده نفس جسميت نيست زيرا مقوّم آن و مقدم بر آن مىباشد ، پس سطح مغاير جسميت است . 6 - خط و سطح داخل در معنى جسم نيستند زيرا كسى كه تعقل كند يا فرض كند جسمى را به صورت نامتناهى در اين صورت جسم را فرض و تعقل كرده است نه اين‌كه جسم را لا جسم فرض كرده است ( زيرا نامتناهى درست نيست و باطل است پس ابعاد غير از جسم‌اند يعنى غير از جسميت‌اند ) . مقادير تعليمى - طول ، عرض و عمق . مقادير مجرد - يكى از مسائل مورد توجه ملا صدرا به ويژه در اسفار بخش جواهر و اعراض است كه آيا مقادير ممكن است مجرد از ماده باشد . فلاسفهء اوليه گفته‌اند كه شكى نيست كه مقادير وارده و متواردهء بر اجسام ، مادى هستند ملا صدرا اين نظر را به طور دربست قبول ندارد خلاصه سخن او اين است كه مقادير مجرده وجود دارند و البته مىدانيم كه وى مثال و عالم مثال يا ملكوت اسفل را صاحب مقادير مىداند بدون جسميت لكن كم‌تر به اين مطلب تصريح كرده است بر خلاف شهاب‌الدين سهروردى كه صريحا گفته است . ملا صدرا گويد در مورد خلأ بايد گفت بر فرضى كه خلأ وجود داشته باشد عبارت از مجرد مقدار نخواهد بود بلكه مقدار ذو وضع واقع در جهات عالم خواهد بود و مقدار فى ذاته وضع بدين معنى ندارد . « 2 » ملا صدرا در جايى ديگر گويد : بدان كه مقدار معينى هر چند ممكن است تجريد آن از ماده و لواحق ماده يا در خيال و يا در عالمى ديگر لكن ممكن نيست تجريد صورت معين را از ماده مگر به اين‌كه وجود آن وجود ديگر شود كه اقوى و اتم از اين وجود باشد به اين‌كه مثلا

--> ( 1 ) اسفار ، ج 3 ، سفر 1 ، صص 147 - 149 . ( 2 ) همان ، ج 1 ، سفر 2 ، صص 33 - 35 .